سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

397

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

اما آنچه گفته : زيرا كه خليفه وقتم ، ودر أمور ديني تشدّد من معلوم شماست ، نبايد كه در اين هر دو امر تساهل ورزيد . پس پرظاهر است كه اين فقره طولانى هم از عبارت ثاني به هيچ وجه مستفاد نيست ، محض عنايت مخاطب است كه مباهات را به تشدّد منسوب به خلافت مآب مىسازد ، وصفت فظاظت وغلظت أو [ را ] - كه معائب آن از أحاديث كثيره ظاهر وباهر است - ياد مىدهاند ! ! اما آنچه گفته : ودر حقيقت نهى از اين هر دو در قرآن نازل است وخود پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم فرموده ، قوله تعالى : ( فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِك فَأُولئِك هُمُ الْعادُونَ . . ) إلى آخر . پس مخدوش است به آنكه : اگر غرض آن است كه محصل اين ألفاظ هم در معناى كلام عمر داخل است ، پس قطع نظر از آنكه اين محصل از كلام عمر به هيچ نوع دلالت وأشارت ظاهر نمىشود ، بلكه عكس آن از كلام عمر ظاهر است ، يعنى بودن اين هر دو در زمان جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) البتة ظاهر است ، افاده اين معنا نكته [ اى ] را كه كابلى ومخاطب مطمح نظر داشته‌اند - يعنى افاده اشدّيت تأثير [ را ] - به باد فنا مىدهد ; چه هرگاه حسب افاده عمريه در حقيقت نهى از اين هر دو امر در قرآن نازل باشد ، وخود جناب پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به آن امر فرموده باشد ، اين نهى هم مثل سائر احكام شرعيه خواهد بود ، واشدّيت تأثير كه به محض اضافه به ذات تشدّدسمات